قديس بُناوِنتور
جوواني فيدِنزايي1. در 1221 ـ 1222، در بانيُوريا2، توسكاني زاده شد؛ در حدود 1240، در سلك فرانسيسيان درآمد؛ در 1243 ـ 1245، در پاريس به تحصيل الهيات پرداخت و از محضر الكساندر هيلزي و ژان لاروشل برخودار شد، و در 1248، جانشين ژان گشت ؛ در 1257، رئيس فرقهٴ فرانسيسي شد؛ گريگوريوس دهم (پاپ از 1271 تا 1276)، او را مقام كاردينالي بخشيد؛ در 1274، در جريان شوراي ليون، كه در آن شركت كرده بود، در آن شهر از دنيا رفت. امام مختص، مقرب3؛ در 1482، تقديس شد.
فلسفهٴ او ادامهٴ سنت نوافلاطوني اوگوستين، ديونوسيوس اَريوباغي، مدارس شارتر و سن ويكتور، و برنارد كلروويي بود؛ و او بيشتر خداپرست وصوفي بود تا فيلسوف. مهمترين آثار علمي او، كه پيش از 1257 نوشته است، شرح مفصلي است بر
عبارات پطروس لومباردي(1284 به بعد)؛ مسائل قابل بحث، بهويژه در باب فقرا؛ در باب الهيات، شامل طبقهبندي معارف. از آثار اخير او كه بيشتر دربارهٴ دين و پرهيزگاري است تنها راهنماي ضمير به سوي خداوند (1259)، و شرح حال قديس فرانسيس
(1261)، را ذكر ميكنم.
شرح عبارات تصوري از معلومات علمي او به دست ميهد، كه سخت سطحي بوده است ؛ و در اخترشناسي او از عقيدهٴ ارسطويي ابنرشد در برابر بطليموس دفاع ميكند. اين او بود كه در مقام رئيس فرقه، تدريس بيكن را در آكسفورد ممنوع كرد، و او را واداشت به پاريس برود تا از نزديك تحتنظر باشد.
اَجيديو رُمي4
مندرجات: 1) زندگي ؛ 2) آيين تومايي و ضدّ ابنرشدي 3) شرحهاي ارسطو؛ 4) طبقهبندي معارف؛ 5) ساير آثار فلسفي؛ 6) آثار الهي؛ 7) آيين كشورداري؛ 8) ساير آثار سياسي؛ 9) طبيعيات و اخترشناسي؛ 10) طب؛ 11) متون؛ 12) نقد و تحليل كلي؛ 13) نقد و تحليل اختصاصي؛
14) نقد و تحليل علمي
1. زندگي ــ فيلسوف، متكلم، و نويسندهٴ اجتماعي. او را به استناد نوشتهٴ يوردان كِدلينبورگي (اهل ساكسوني، وفات: 38) اَجيديو كلني5 خواندهاند، ولي دليلي براي قبول اين مطلب در